محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

595

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً . » « 1 » . و اين‌چنين درمىيابيم كه دو جنبهء نگرش نسبت به اخلاق دينى توافق دارند و هركدام متضمن ديگرى است . و با اين همه چيزى از حقيقت كم نمىشود كه بگوييم بالاترين و گسترده‌ترين مورد همان جهت نگرش ايمان مطمئن و تسليم مطلق است ، زيراكه اين به‌طور قطع مستلزم جهت ديگرى است ، بدون اين‌كه آن جهت ديگر مستلزم اين باشد . گاهى به‌واقع جايز است - كه غالبا نسبت به بىدينان و ملحدان اتّفاق مىافتد - كه كسى در راه خير عمومى به خاطر خير بودنش تلاش كند ، و اين تلاش از نوعى استعداد فطرى او برخيزد كه احسان را دوست مىدارد و عدالت در نظر او به ذات خود زيبا مىنمايد ، جداى از اوامر و توصيه‌هاى شرع . و البتّه ديديم كه اين نوع از برخورد هيچ ارزش اخلاقى ندارد . علاوه بر اين‌كه انديشهء طاعت الهى به‌طور مطلق خالى از ادراك اوامر او نيست ، مبنى بر اين‌كه طاعت خدا محكم‌ترين وسايلى است كه هدفش تحقّق بزرگ‌ترين خير براى انسان و براى همهء هستى است . و هرگاه ادامهء نگرش و عمق تأمّل و دقّت ، شرط واضح گشتن اين مفهوم غير مشتبه و استوار بودن ، و عدم تزلزل آن است ، و اگر وجود درجه‌اى بالاتر از درجات تقدّم اخلاقى ، شرط در رسيدن اين مفهوم به بالاترين حدّ از افق دل است ، بايد دانست كه تمامى اين‌ها ميسّر نمىشود ، مگر در ضمن عقيدهء ايمان كه - علىرغم اين‌كه گاهى به نوعى دشوار مىنمايد - در وجود مؤمن بالفعل وجود دارد ، حتّى اگر از طبقهء متوسّط در فهم و ادراك باشد . بنابراين ؛ اكنون بايد از سخن گفتن دربارهء اين مراتب و درجات مختلف نسبت به « مثل اعلى » خوددارى كنيم تا اين‌كه بتوانيم به‌طور خلاصه دربارهء يك شكل اساسى سخن بگوييم كه شايستهء مراتب و درجات مختلف باشد . اين شكل اساسى ، همان وحدت موضوع اراده با موضوع شرع است ، چه در آن شكل و تصوير متوقّف شويم و يا در جوهر ذات آن به زحمت بيفتيم . اگر شخص نظر ثابتى روى اين موضوع

--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 65 : به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود ، مگر اين‌كه تو را در اختلافات خود به داورى بطلبند ، در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى ننمايند و كاملا تسليم باشند .